![]() |
![]() |
|
| welcom to my weblog |
|
به زودی چند تا شعر می ذارم با یه لینک جدید
|
|
+ نوشته شده در
2008/3/15ساعت 22:24 توسط omid montazeri |
|
|
پرسه ي دل مسافرتوي جاده ي صداقت
عشق تو رو سر در دلپر غرور با سخاوت توئي شه بانوي قصه توئي حرف روي لبهام توئي تكررا غزل خوون توئي ته مونده ي رؤيام واسه گلدون نگاهت يه بغل ترانه دارم توي مهموني چشمات من همون پر از شرارم اي تو تك ستاره ي اين آسمون قلب تيرم توي دام عشق نابت من همون تنها اسيرم تو بزار تا من بمونم توي آسمون عشقت اسم تو باشه رو لبهام توي يادم پر شعرت اي خداي عشق كهنم مي خونم نماز آيات آخه خورشيد حواسمت مرده از طرز نگاهات ترس رفتن توي قلب مي كوبه ميخ پر از درد رنگ دل سياه و تيره كلبه ي دل بي صدا شد و پر از گرد ولي گرماي وجودت ترس از دلم جدا كرد دلم با رنگ چشمات تازه و پر از صدا كرد اي غزل خوون بهاري اي سوار بي بهوونه اي قناري پر از عشق اي طليعه ي شبوونه اي بهونه ي شكفتن واسه هر گل توي دنيا تو بموون تو قلب خستم اي تو معني تمنا |
|
+ نوشته شده در
2007/6/28ساعت 20:44 توسط omid montazeri |
|
|
قلب من با نگاهت رنگ تازه ای می گیره
شب من با اسم نا زت نور تازه ای می گیره تو ستا ره ی پر از نور واسه تاریکیه قلبم تو نوای خوب گیتار واسه بد رنگیه حرفم شهر تو شهر ترانس قلب من پر از بهانه دل تو پر از حقیقت واسه من مثل ستاره آی ستاره آی ستاره چل چراغ آسمونی ای تو معنای پر از حرف توی قلب من می مونی شعر پر آهنگ عشقم باشه تقدیم نفسهات سرو خوش قامت چشمات باشه امنیت شبهات زیر سایه بون گیسوت چلچله آواز می خونه آخه اون عشق از توی چشات می خونه ای تو قدیس خوش آهنگ بگو از تبار عشقت تا بخونم از نگاهت بشکنم ب ا عشق تلسمت آی ستاره آی ستاره بی تاو شب معنا نداره واژه ی پراز لطافت رنگ نازش می بازه اون کبوترم که جلده ناز آهنگ صداته بی تو اون می خواد بمیره آخه عشق اون نگاته آی ستاره آی ستاره ای تو مرحم همه درد ای که اسم پر ز مهرت غصه های منو کم کرد آی ستاره آ ی ستاره آی ستاره آی ستاره
|
|
+ نوشته شده در
2007/6/19ساعت 18:7 توسط omid montazeri |
|
|
کی می تونه که بمونه توی قلب تار و خستم
آخه من به روی شادی درای دلم رو بستم کاش می تونستم بخونم از دل همیشه یک رنگ دلی که حرفش قشنگه دشمن دنیای بی رنگ من فقط از مال دنیا یه دل عاشقو می خوام دلی که حرف حسابش بشه معنای غزلهام اون دلی که مثل بارون بانی تازگی ها شه مثل گل مشل قناری عاشق ترانه باشه واسه من همین بهونه بهترین حرف زمونه حرف اول آخر من راز این دل میخونه می شه یک رنگ و زلال شیم مث موسیقیه بارون مث قلب یک پرنده در فرار از حصر و طاعون جنگ اون پریدن از تو قفس سرد دورنگی رفتن و رفتن و رفتن تا حقیقت و یه رنگی حالا تو بگو که می شه برسیم به روزگار خوشرنگ پر پرواز نچینیم رد بشیم از مکر و نیرنگ پر طلاتم و خروشان مث رود نیل باشیم همیشه جوون و شادشب از زوال به دور باشیم توی سیل خشم و نفرت نریم تا مرز خیانت بوی گل باشه تو خوونه دلامون پر از سخاوت درای خوونه ی عشق بکنیم به سوی دل باز فکرمون شه پر ترانه با ترانه کنیم پرواز هم دل و هم راه من شو بعد از این ترنه ی ناب بکشیم طرح دلارو روی رویا روی ای ن خواب
|
|
+ نوشته شده در
2007/5/23ساعت 19:35 توسط omid montazeri |
|
|
توئي تو يك بهونه واسه فهميدن راز
واسه صداي بلبل تو خستگي پرواز باد صبا پيش نگات شرمنده و حقيره
دل عاشق و تنهام بدون تو مي ميره بانوي توي قصه با منم هميشه
فرمانرواي دنيا بدون تو نميشه صباي من صباي خوب و نازم
توي ستاره بارون توئي معناي نابم سرو بلندي و تناور كه حتي زمستون
برگاي سبز و نازت نشد تسليم و ويروون دل سياه و تارم با اسم تو سفيد شد
خدا ميدونه عشقت برام معني جوون شد صبا صبا صباي من توئي تو اي خداي من پرستش چشم نازت برام شده عبادت
پرواز توي نگاهت واسم شده يه عادت وقتي نباشي پيشم يه مرده ي بي روحم
وقتي تو نيستي پيشم پرپره تار و پودم گلم بيا كنارم بخوون برام ستاره
شايد كه جوون بگيرم با اوون صدات دوباره گلاب قمصر و گل بي تو بوئي ندارن
تو اي بانوي عشقم نزار اشكام ببارن دلم تو دام عشقت عزيز من اسيره
اسيره توي دامت اسيره تا بميره بدون تو نداره بهار برام قشنگي
توئي خداي عشقم با دل من يه رنگي تيشه به ريشم نزني اي باغبون قلب من
عشقتو حاشا نكني برام توئي معني تن تو دل كوچيك و نازت واسه من خوونه مي سازي؟
بيا اي عزيز نازم بيا اي تو كه نواي سازي
|
|
+ نوشته شده در
2007/4/19ساعت 0:45 توسط omid montazeri |
|
|
شعر ظلمت تو دلامون مرگ و حسرت تو هوامون
غربت جنون رسيده حرف آخر رو لبامون حرفي كه از دل رسيده غربت به جوون خريده
مي گه از خوبي دنيا از دل عاشق رسيده توي پائيز و زمستون مي تونه بهار بياره
تو دل صحرا و كوير مي تونه بارون بكاره حرفي كه مثل دوا بود واسه آدماي زخمي
مثل آفتاب و غزل بود توي روزگار برفي چشمه هاي خشك و بي روح خروشيد از حرف تازه
حرفي كه صدا و نزش از نواي خوبه سازه كوچه باغ زرد و خسته دوباره سبز و قشنگ شد
بوي باروت و سياهي دوباره رفت و سحر شد حرف اخر با هم بخونيم بخونيم تا گل بمونه
بمونه تو روزگار و از دل و از عشق بخونه حرف آخر حرف عشقه حرفي كه خدا نوشته
رنگ و قامتش قشنگه آخه اون از دل سرشته عشقي كه باشه تو قلب بتونه رنگ بهار شه
بتونه دلاي سنگ و نرم كنه حس صدا شه حرف آخر حرف عشقه حرف عشقه
حرف اول حرف عشقه حرف عشقه |
|
+ نوشته شده در
2007/4/18ساعت 3:34 توسط omid montazeri |
|
|
مثل يك روز روز تاريخي
گريه ي گل تو شب بي روح پائيزي رسم ميخك گون پرواز پرنده
غرش رعد آساي یک گرگ درنده مثل كورسوي فانوس دريائي
مثل ماه تو حوضك كم جوونه تنها ئی اون ور بركه ي غربت قبله گاه يك پرندس
توي راه اين سرانجام تير ورگبار كشندس لهجه ي خنده ي گل تو سر در باغ
بوسه ي مهتاب بر تن تب كرده ي داغ بوي باروت و صداي زجه ي تن
صورت تو تو تجسمكده ي باطل من لعنت خدا بر اونكه سرد و بي حوصلمون كرد
لعنت خدا بر اونكه خوبي رو كشت و فنا كرد پس بياين با هم تو حصر بارون
كم كنيم ريا رو از دل بكنيم ريشهي طاعون رزق و روزي رو بديم به دست اونكه عاشق ماست
اونكه از ازل تا حالا خوبي من وتو رو خواست مثل گل باشيم به چشم بلبل هزار و بي تاب
مثل ماه باشيم و خورشيد جوون بديم تو راه مهتاب كلبمون با صداي ساز و آواز دل انگيز
عطر ياس و زنبق پير رد كنيم روز غم انگيز |
|
+ نوشته شده در
2007/4/18ساعت 3:26 توسط omid montazeri |
|
|
امشب غروبه ظلمته تیرگی هامون پرپره
مهتاب ناز و کهنه پر می خواد بخونه برتره وقتی که مهتاب در میآد تیرگا ها سفر می رن مثل طلوع رازقی از عشق و از سحر می گن تو دنیای عشق و امید تیرگی معنا نداره باید دوباره ماه بیاد ظلمت بیکار بزاره بیا بیا مهتاب خانوم شبونه ها رو خط بزن نور امید جاری کن بدیها رو ورق بزن مه بانوی طلیعه پر حرمت هر چی مهربون مثل عشق و مثل بهار بیا پیشم با من بخون تو حصر چشم عاشقی کلید قفل تن بشو روزی غربت زده و کهنه سوار من بشو بیا تا ما باور کنیم می شه پرید و راهی شد به سمت نور و تازگی حریف جنگ وگریه شد تو این هیاهوی غریب مهتاب خانوم عشق منی تو چین چین دامن یار مثل یه باغچه گلشنی مهتاب نازنین بیا بیا تا باز ظلمت بره بیا تا حرف آخرم از لب من جاری بشه این حرف آخر منه که آسمون مهتابیه سهم من از دوری تو گریه و اشک و زاریه توئی تو مهتاب شبام توئی حقیقت ناب دلم می خوام بگم از عشقت و از تار وپود و از گلم
|
|
+ نوشته شده در
2007/4/8ساعت 21:16 توسط omid montazeri |
|
|
تو صدای خسته باد اسم تو مرثیه خونه
تو صدای نرم آواز عشق تو بسته به جونه توئی حرمت تمنا توئی حیثیت رویا تو فراسوی نگاهم توئی جلوه ی تماشا توئی بلوای یه قصه تو کتاب عشق و نفرت رحمت دست نجیبت شده قربونی رخوت تو رسیدی از ستاره تو هجوم کپه ی نور توئی پروانه ی عاشق منم اون عاشق مغرور این غرور از عشق نازت نو شدم از حرف تازه تو شدی امنیت من وقتی دل عشق می بازه توئی خنده ی طبیعت به دل سیاه و تارم توئی نرمی ترانه وقتی من صدا ندارم تو همونی که نگاهت به صدام دوباره جون داد خوندم از عشق و شکستم واسه شب شدم یه فریاد توئی باور سپیده تو ترنم بهاری توئی موجای تو دریا واسه من عشق میآری توئی بانوی توقصه توئی شمع توی محمل تو تشعشع یه نوری که میآد از قلب و از دل توئی خاتون غزل خون توئی طعم خوب دنیام طعم تو مثل عسل بود توئی بانوی تو رویام
|
|
+ نوشته شده در
2007/4/8ساعت 20:43 توسط omid montazeri |
|
|
با من بمان اي بهترين عشق منو فقط ببين بخون تو از صبح بهار تو باز برام عشق بيار صدام كن اي هميشه يار روي سرم عشق ببار بگو تو از سرو كبود كه مثل تو هيچكي نبود بخون بخون اي نازنين بخون بخون اي بهترين تو معني كوه بلند فقط يه بار واسم بخند عشق تو مثل رازقي دلم مي گه كه عاشقي عاشق شدم عاشق تو ريخت دل من به پاي تو صدام بزن جوون بشم مثل گل و بارون بشم بخون تا ابراي سياه فرار كنن تا تيرگي ها از خونه سفر كنن بيا بمون تو پيش من من ساكتم تو حرف بزن تو مثل گل تو گلدوني صداي آب توناودوني پروانه ام براي تو من فرش زير پاي تو حرفي بزن تا نو بشم روي سرت گل بپاشم صدام بزن تو گريه هام بيا پيشم بمون برام برام تو مثل باروني تو از دلي و از جووني تو مثل خون توي رگي تو سرنوشت من تكي بمون تا من داد بزنم عشقت فرياد بزنم الهي دورت بگردم تو دواي رنج و دردم معني و حرف لحظه هام دوست دارم بمون برام |
|
+ نوشته شده در
2007/3/16ساعت 18:35 توسط omid montazeri |
|
|
كاش مي شد تو كل دنيا دل عاشقي نلرزه
كاش مي شد كه توي دنيا هيچكي از راستي نترسه كاش مي شد هر چي ترانس پر شه از صلح زمونه
كاش ميشد كه تو ترانه هيچكي از بدي نخونه هيچكي لنگ تكه اي نون نمونه گشنه و خسته
كاش مي شد كه توي دنيا وا بشه دراي بسته دل پر از بدي نباشه بندگي هامون تموم شه
بخونيم از دل و خوبي خوونمون تو رگ روون شه كندن يه گل ز ساقش بشه جرم بي نهايت
گم شن از دنياي خوبي قاتلاي بي سخاوت لعنت خدا بر اونكه اين زمونه رو سيا كرد
چشم اين همه جوون رو مث يه كاشه ي خوون كرد تو چشا اشكي نمونده كه واسه دنيا بباره
تو شبا قلبي نمونده بتپه واسه ستاره كاش مي شد زندونا وا شن هيچكسي نمونه در بند
كاش مي شد شبانه هامون پر شه از صداي لبخند كاشكي رو كنار بزاريم برسيم به حرف هر گل
نباشه مرزي و پرچين بشه زد به هر كجا پل |
|
+ نوشته شده در
2007/3/16ساعت 18:32 توسط omid montazeri |
|
|
عشق من عشقي به رنگ درياس
حرف من حرف امروز و فرداس عشق يعني قد كشيدن تو باوراي تازه
عشق يعني پر كشيدن تو حطي ستاره كي گفته عشق سرابه فقط توي كتابه
كي گفته عشق دروغه حباب روي آبه عشق مثل نواي سازه آدم دل مي بازه
عشق مثل قصيدس واسم ترانه سازه خنده ي ناز معشوق برام تموم حرفاس
اين آرزوي عاشق توي تموم دنياس اشك رو چشم عاشق نمادي از غروبه
روح و تنش زلال و امنت طلوعه جونم براتون بگه هر چي بخونم از عشق
انگار هيچي نخوندم عجب دنيائي عشق |
|
+ نوشته شده در
2007/3/16ساعت 18:30 توسط omid montazeri |
|
|
مي خوام برم به جشن ترانه و سپيده
ترانه اي كه حرفش از آسمون رسيده ابراي پاره پاره پرنده هاي مرده
صداي قفل و زنجير سادگي ها رو برده همه تو قل و زنجير اسيرن و اسيرن
همه تو ترس و ترديد اسيرن تا بميرن رنگ و رياي مردم عشق و صفا رو كشته
كشته ترانه ي شب شهيدا پشته پشته جواب هر قصيده گوله و بمب و باروت
صداي ساز فنا شد تو هرزگي طاقوت تو جوي آب كوچه خونآبه هاي تازه
هر كي بخواد بخونه زندگيش مي بازه آرزوي درختا تو دل ترس جنگل ويروني تبر بود
اون تبري كه دستش يه تيكه از درخت بود صداي لالائي ها صداي درد و جنگه
قشنگترين ترانه ترانه اي بد رنگه اون ور شيشه ي دل منظره ها سياهن
سبزه ها و درخت تو ويروني تباهن |
|
+ نوشته شده در
2007/3/16ساعت 18:25 توسط omid montazeri |
|
|
اي سرزمين پر ترانه اي سرزمين آريا
اي خاك تو پراز گل اي تو عروس آسيا مي خونم از حقيقت هميشه پارس بودن تو
&n |